واما عشق... قصه تلخ هجران بود، قصه ي غصه هاي دو عاشق بود . قصه ي دلشكسته ي عاشقاني بود كه با وجود فاصله ايي كه بينشان بود دلشان يكي بود و يكي خواهد ماند. قصه عشقشان تلخ بود ولي به دل عاشقشان نشسته بود و براي آنها اين عشق مانند عسل شيرين و گوارا بود ... و اما عشق با قطرات اشكشان شروع شد و با قطرات اشكشان پايان گرفت آنها را دعا كنيد .
تشكر ميكنم از تمامي همراهاني كه مرا در قصه واقعي واما عشق ياري دادند . همراهاني كه شريك قصه ي غصه هايم بودند و مرا تنها نگذاشتند همه شما رو دوست دارم . اين آخرين پست واما عشق را تقديم همه كساني ميكنم كه زخم خورده تقديرند .
خداحافظ همين حالا، همين حالا که من تنهام
خداحافظ به شرطي که بفهمي تر شده چشمام
خداحافظ کمي غمگين به ياد اون همه ترديد
به ياد آسموني که منو از چشم تومي ديد
اگه گفتم خداحافظ نه اين که رفتنت سادست
نه اين که مي شه باور کرد دوباره آخر جادست
خداحافظ واسه اينکه نبنديم دل به رويا ها
بدونيم بي تو با تو همين جسم اين دنيا ،
خداحافظ خداحافظ همين حالا خدا حافظ

وقتي تو نيستي
نه هست هاي ما چونانكه بايدند نه بايدها...
مثل هميشه آخر حرفم را و حرف آخرم را
با بغض مي خورم
عمري است لبخندهاي لاغر خود رادر دل ذخيره مي كنم
باشد براي روز مبادا!
اما در صفحه هاي تقويم
روزي به نام روز مبادا نيست
آن روز هر چه باشد روزي شبيه ديروز
روزي شبيه فردا
روزي درست مثل همين روزهاي ماست
اما كسي چه مي داند؟
شايد امروز نيز روز مبادا باشد!
وقتي تو نيستي نه هست هاي ما
چونانكه بايدند
نه بايدها ...


تو شفا بخش نگاه عاشقی 
با تمام شاپرک ها صادقی 
باتو قلبم کلبه پیوند شد 
مرز ما گلدانی از احساس شد 
ای تماشای تو یک حس لطیف 

هیچ میدونی با تو بودن برام قشنگترین آسایشه؟
با تو بو دن برام خود آرامشه
میدونم که میدونی دوریت برام مثل مصیبته
اینو هم خوب میدونی که گاهی دلم بد جور می گیره
هوای با تو بودن میکنه
شبا که فقط اشک می ریزم راستش و بخوای همش خدا خدا میکنم که
وقت این نرسه که من و تو از هم جدا بشیم...
اینو میدونی عزیز من ، که دل من دیگه طاقت دوریت و نداره ؟
اینو میدونی عزیزمن خدا عاشقا رو دوست داره
پس بیا با هم دعا کنیم از ته دلمون خدا رو صدا کنیم
که تا آخر ش بمونیم مال هم
ما رو خدا نکنه از هم جدا
همیشه باشیم تو صف عاشقا


کاش ميشد داد بزنم بگم که تو مال منی
واسه پر کشيدنم تا قلب آسمون بال منی
خودتم خوب ميدونی چقدر دلم ميخواد تو رو
اونقدر که وقت رفتنت با التماس ميگفت نرو
به خدا که آرزوی قلب من تنها يه چيزه و اونم فقط وصاله
منتها اون اولم گفتم که داشتن و به تو رسيدنم خيلی محاله
الهی بياد يه روزی که من و تو ما بشيم
تا ابد کنار هم برای هم بمونيم و از همديگه جدا نشيم
خدايا كمكم كن
تا عاشقانه ترين نگاهها را در چشمانش بريزم
خدايا کمکم کن
تا در بعد عشق او بهترين و شيرين ترين باشم
به من کمک کن
تا سرودن عشق را به هنگام طلوع افتاب هر بام
بر لبانش جاري سازم
و راز عشق را تا عاشقانه ترين نگاهها را در چشمانش بريزم
خدايا کمکم کن
تا در بعد عشق او بهترين و شيرين ترين باشم
به من کمک کن
تا سرودن عشق را به هنگام طلوع افتاب هر بام
بر لبانش جاري سازم
و راز عشق را در گوشش سر دهم
خداوندا
او را نگه دار که من
به عشق او زنده ام ![]()

بار الها ، تو را به عزت ، عظمت و شكوهت ،
اميدمان را ياس ؛
شاديمان را غم ؛
و آرامشمان را كم مكن .
( آمين )

باز هم ابرهاي دلتگي آسمان دلم را احاطه كرده اند. باز هم اين چشمان خسته از انتظار
هواي بهاري شدن دارند وباز هم دلم گرفته است .
آري؛ دلم از دوري يار و دلتنگي نبودنش سخت گرفته است و دلم شكسته . بغضهايم را
ازپي هم فرو ميبرم تا مبادا دلتگي ام بر من خنده زند كه مرا مغلوب خويش ساخته . اما
تاكي و چگونه؟ دگر توان ندارم و بغضم راز دل پر دردم را فاش مي كند.
كاش بودي مهربانم تا سر در آغوشت آنقدر مي گريستم تا اضطراب و دلتنگي اين دل
فروكش كند.كاش نوازش دستهاي مهربانت را بر سرم احساس مي كردم و كاش گرمي
دستانت روح سردم را گرمي نشاط ميبخشيد . كاش مي آمدي و نقطه پاياني بر اين
دلتنگيهايم ميگذاشتي . كاش مرا ياد ميكردي ...
دوباره دل هوای با تو بودن كرده
نگو این دل دوری عشقتو باور کرده
دل من خسته از این دست به دعا ها بردن
همه آرزوهام با رفتن تو مردن
حالا من یه آرزو دارم تو سینه
که دوباره چشم من تو رو ببینه
واسه پیدا کردنت تن به دل صحرا می دم
آخه تو رنگ چشمات هیبت دنیا رو دیدم
توی هفتا آسمون تو تک ستاره ی منی
به خدا ناز دو چشمات و به دنیا نمی دم
حالا من یه آرزو دارم تو سینه
که دوباره چشم من تو رو ببینه

عشق با روح شقايق زيباست عشق باحسرت عاشق زيباست عشق با نبض دقايق زيباست عشق با زهر حقايق زيباست عشق با در حسرت ديدار تو بودن زيباست ...

بیا ای ناجی قلبم
بی تو قلب من شکسته
این همون دل شکسته است که به انتظار نشسته
ای تو تنها خوب دنیا بی تو من تنها ترینم
با تو مثل یک ستاره بی تو من خاک زمینم
عاشقم،عاشقترینم
بگو که اینو میدونم
حالا که از عشقت دیوونم
بگو که با تو می مونم
ای تو تنها خوب دنیا بی تو من تنها ترینم
با تو مثل یک ستاره بی تو من خاک زمینم
می خوام از دست تو گهواره بسازم
سر بزارم روی دستات به سعادتم بنازم
می خوام اون چشمای دریایی رو آیینه کنم
با نگاهت توی چشمام دردمو تازه کنم
تو که نیستی دنیا تاریکه برای دل خسته ام
بی تو من تنهای تنهام
دل به
بیا ای ناجی قلبم
بی تو قلب من شکسته
این همون دل شکسته است که به انتظار نشسته
ای تو تنها خوب دنیا بی تو من تنها ترینم
با تو مثل یک ستاره بی تو من خاک زمینم
عاشقم،عاشقترینم
بگو که اینو میدونم
حالا که از عشقت دیوونم
بگو که با تو می مونم
ای تو تنها خوب دنیا بی تو من تنها ترینم
با تو مثل یک ستاره بی تو من خاک زمینم
می خوام از دست تو گهواره بسازم
سر بزارم روی دستات به سعادتم بنازم
می خوام اون چشمای دریایی رو آیینه کنم
با نگاهت توی چشمام دردمو تازه کنم
تو که نیستی دنیا تاریکه برای دل خسته ام
بی تو من تنهای تنهام
دل به خلوت تو بسته ام...
خلوت تو بسته ام...
گفته بودي كه_ " چرا محو تماشاي مني ؟
و آنچنان مات كه يكدم مژه برهم نزني !
_ مژه برهم نزنم تا كه زدستم نرود
ناز چشم تو به قدر مژه برهم زدني
![]()
![]()
![]()
فريدون مشيري ![]()
![]()
![]()
دوستت دارم
خیلی خیلی خیلی دوستت دارم ![]()
![]()
باز ای باران ببار
بر تمام لحظه های بی بهار
بر تمام لحظه های خشک خشک
بر تمام لحظه های بی قرار![]()
![]()
![]()
باز ای باران ببار
بر تمام پیکرم موی سرم
بر تمام شعر های دفترم
بر تمام واژه های انتظار![]()
![]()
![]()
باز ای باران ببار
بر تمام صفحه های زندگیم
بر طلوع اولین دلدادگیم
بر تمام خاطرات تلخ و تار![]()
![]()
![]()
باز ای باران ببار
غصه های صبح فردا را بشوی
تشنگی ها خستگی ها را بشوی
باز ای باران ببار
...
