تبليغاتX
واما عشق ... - کاش مرا یاد میکردی

کاش مرا یاد میکردی

باز هم ابرهاي دلتگي آسمان دلم را احاطه كرده اند. باز هم اين چشمان خسته از انتظار

هواي بهاري شدن دارند وباز هم دلم گرفته است .

آري؛ دلم از دوري يار و دلتنگي نبودنش سخت گرفته است و دلم شكسته . بغضهايم را

 ازپي هم فرو ميبرم تا مبادا دلتگي ام بر من خنده زند كه مرا مغلوب خويش ساخته . اما

 تاكي و چگونه؟ دگر توان ندارم و بغضم راز دل پر دردم را فاش مي كند.

كاش بودي مهربانم تا سر در آغوشت آنقدر مي گريستم تا اضطراب و دلتنگي اين دل

 فروكش كند.كاش نوازش دستهاي مهربانت را بر سرم احساس مي كردم و كاش گرمي

 دستانت روح  سردم را گرمي نشاط ميبخشيد . كاش مي آمدي و نقطه پاياني بر اين

 دلتنگيهايم ميگذاشتي . كاش مرا ياد ميكردي ...

+ نوشته شده در یکشنبه 20 اسفند1385ساعت 0:15 AM توسط ندا |